آرالین قالمیش خاطیره لری 2 -آذر 94 ( خاطرات آرال از پاییز آذر 94)
بیر گون من و آرال و بابایی کندوان ( بابات سربازه رفته بود سربازی ما خونه مامان جون بودیم ولی زیاد پیش ما نموند سریع رفت پیش خانوادش ) قار ، قار توپی ناقدر سن و من حیطده اوینادوخ ، فقط باخیردون گویه کی قار یاغسین ( تو و من در زمستان برفی شهر قشنگم چقدر بازی کردیم و تو فقط نگاهت به آسمان بود تا برف بیاد) بو چیلله قارپیزین دا آرال خالاسین ایلک چیلله سینه جورلیب (و تزئین هندونه توسط آرال برای اولین چله خالش) ...






